هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

315

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

« جبل رضوا [ ن ] » ، از 12 فرسخى « ينبع » امتداد پيدا نموده ، از ساير جبال طولا بيشتر و دامن [ ه ] هاى آن حاصلخيز و منبت است . داراى درّه‌هاى پرمنفعت است ، از حيثيت « مراتع » و « مزارع » و در اكثر جاهايش « آب » جارى است . آب و هوايش خوب و معتدل ، بر خلاف ساير « جبال » كه در آن حوالى واقع است ، همگى به بىحاصلى مشهور است . « معدن مس » هم يكى از محصولات اراضى « جبل » مذكور است . عقيدهء بعضى اين است كه « محمد حنفيه » در اين كوه غيبت كرده ، « حىّ » و « قائم » است . در اين منازل ، شترداران عرب ، حجّاج را منزل نداده ، به اختلاف و به دلخواه خود قطع مسافت مىكنند . ما بين « حمراء » و « ينبع » ، اغلب سكناى عشاير اعراب است . خلاصه ، وقت غروب وارد اسكلهء « ينبع » شده ، در يك عمارت خوب با وسعتى منزل و سكنا شد . مدت 20 روز در « ينبع » توقف شد . عمدهء جهت امتداد توقف اين بود [ كه ] چون اسكلهء « ينبع » لنگرگاهى نيست كه در عرض سال كشتى به آنجا آمده ، مال التجاره و يا مسافرى حمل نمايد ، فقط در موسم « حج » عدهء قليلى از كشتىهاى تجارتى « مصر » و « انگليس » و « فرانسه » براى جلب منفعت فوق العادهء خود عبورا به اين اسكله آمده ، حجّاج موجوده را حمل مىنمودند . در اين مدت ، على الاتّصال حجاج [ در ] « ينبع » جمع مىشد [ ند ] و يك كشتى [ هم ] نمىآمد و از حيثيّت « جا » و « مكان » و « مأكولات » نيز خيلى سخت مىگذشت . به همين حالت اضطراب ، يعد از چند روز يك فروند كشتى تجارتى « فرانسه » وارد اسكلهء « ينبع » گرديد . حجاج ورود يك كشتى را مغتنم شمرده ، از آن طرف دلّالان چندى كه براى فروختن حجّاجان بيچاره به « فرنگى » حاضر و از وضع معطّلى آنها باخبر بودند ، « كاپيطن » را مستحضر نمودند . از خبث و شيطنت آنها ، كرايه يك نفر را كه در سنوات سابقه از « ينبع » به « اسلامبول » 3 ليراى عثمانى مىبود ، از 6 الى 10 ليرا ترقى پيدا كرد . عدّه [ اى ] از حجاج - كه عجول و ناصبور بودند - به همان قيمت‌هاى گزاف ، به شمارهء 1300 نفر با كمال